بصير احمد دولت آبادى
391
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
منجر به قيام مردم عليه حكومت او شد . آقاى فرهنگ در اين زمينه مىنويسد : « در مرحلهء اول به كار آزاد ساختن زنان مشغول شد . در ماه جولاى ملكه ثريا در مقالهاى در امان افغان ضرورت رفع حجاب را بيان كرد . متعاقب آن شاه زنان مامورين ارشد و معارف شهر را در قصر شاهى دعوت نموده با آنان از آزادى زنان در ساير كشورها صحبت نمود و در ضمن اظهار داشت كه اگر شوهرانشان با آنها آزادى نمىدهند حق دارند ايشان را هدف گلوله قرار دهند و وى شخصا سلاح لازم را براى اجراى اين كار به ايشان خواهد داد . درعينحال امر شد تا مردان هم لباس سنتىشان را ترك گفته لباس اروپايى به تن كنند و كلاه اروپايى به سر بگذارند و اين فرمان نامعقول كه منافى تمام موازين آزادى و ديموكراسى بود ، با تهديد به جريمهء نقدى بالاى مردم بيچارهاى كه نه توان تهيه لباس مذكور را داشتند و نه با طرز پوشيدن آن آشنا بودند ، تطبيق گرديد و طبيعى است كه موجى از بدبينى را در برابر شاه و اصلاحات او برانگيخت . » « 1 » اين عوامل و دهها عامل ديگر از اين قبيل ، دست به دست هم داد و مايهء سقوط امان اللّه خان و شكست برنامههاى غربگرايانهء او شد . او بر خلاف پدر و پدربزرگ ، خصلت درندهخويى نداشت و يا اينكه فرصت آن را نيافت . لذا تخت را به آسانى رها كرده ، راه فرار در پيش گرفت و حكومت را به برادر خود سپرد . امّا كابل به سرعت سقوط كرد و حكومت به دست حبيب اللّه سقازاده افتاد . -
--> ( 1 ) . افغانستان در پنج قرن اخير ، چاپ احسانى ، ص 531 .